کلبه ای برای عاشقان و مهربانان
یا مقلب،قلب من در دست توست یا محول حال من سر مست توست کن تو تدبیری که در لیل و نهار حال قلب من شود همچون بهار اسمان ابی وابر سپید برگ های سبز بید عطر نرگس رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار خوش به حال چشمه ها و دشت ها خوش به حال دانه ها وسبزه ها خوش به حال غنچه های نیمه باز خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز خوش به حال جام لبریز از شراب خوش به حال افتاب ای دل من گرچه در این روزگار جامه ی رنگین نمی پوشی به کام باده ی رنگین نمی نوشی ز جام نقل و سبزه در میان سفره نیست جامت از ان می که می باید ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم ای دریغ از من اگر مستم نسازد افتاب ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار (فریدون مشیری) چه سخت است یکرنگ ماندن !!! در این دنیایی که ... مردمش برای پررنگ شدن حاضرند هزار رنگ شوند چشم ها را باید شست شستم ولی... گفت جور دیگر باید دید دیدم ولی... گفت زیر باران باید رفت رفتم ولی... پدرم با من بود او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچ کدام را ندید. فقط وقتی زیر باران رفتم خندید و با طعنه گفت ( دیوانه باران ندیده )
the grand essetials to happiness are some thing to do some one to love and some thing to hope for hate but love more order but agree more punish but forgive more then people love you more than you love them اگه روزی تو را با یه غریبه ببینم شهری را به اتش خواهم کشید ولی امروز حتی کبریتی روشن نمیکنم تا ببینم کجا هستی......؟ یا کی هستی......؟ وقتی بفهمی برای کسی که تمام زندگی و هستی توست فقط یه تجربه ای...!!! سلام،سلام به همه ی دلهای شکسته... چه کسی باورش میشد رابطه بین من و عباس به این آسونی تموم بشه،دوستی که هر دومون حدود دو سال با بد و خوبش ساختیم ودر همه لحظات همدم تنهایی یکدیگر بودیم. چند روزی بود رابطمون سرد شده بود و عباس هم هروقت زنگ میزد و اس ام اس میداد مداوم میگفت اگر منو یک روز با یک دختر ببینی چه کار میکنی ولی به خودم میگفتم عباس اصلا این کار را نمیکنه در حالیکه این دل غافل من از هیچ چیز خبر نداشت. یک شب بارانی که زنگ زدم بهش یک دختره گوشیش را جواب داد و گفت که دوستشم،بعد که گوشی را داد به خودش با کمال پررویی میگه دختر عممه و با تمسخر میخنده من که حرفشو قبول نکردم و اونشب تا صبح اصلا خوابم نبرد و چشمام هم مثل هوا تا صبح بارانی بود.چند روز بعدش هم زنگ زد و گفت که پشیمون شده و میخواد دوباره شروع کنه ولی من اصلا نمیتونم زخمی رو که به دلم زده فراموش کنم و نمیخوام دوباره دوستیمون شروع بشه و ازش میخوام هرجور شده فراموشم کنه و این شعر هم همون شب گفتم و امیدوارم بخونه. اگر روزی پرواز ماهیان را دیدی اگر روزی شنا کردن پرندگان را دیدی اگر روزی وفا کردن آدمیان را دیدی بدان فراموشت کرده ام!!!!! اما عزیزم ماهیان که پرواز نمی کنند پرندگان که شنا نمی کنند آدمی که وفا نمی کند پس بدان همیشه به یادت هستم!!!!! اواخر سال ۱۳۸۸بود.در جشن تشویق تحصیلی دانش آموزان ممتاز یکی بهم شماره داد. اول بی خیالش شدم وبهش زنگ نزدم رفت تا اردیبهشت ۱۳۸۹.یک شب حدود ساعت ۲نصف شب بی خوابی زده بود به سرم و نمیدونم چی شد که بهش زنگ زدم و اینجا بود که رابطه من با اون شروع شد.اولین قرارمون هم در میدان امام اصفهان بود.هنوز مزه ی فالوده وبستنی را که با هم خوردیم یادم نرفته. در اوایل دوستیمون میخواستم تیغش بزنم و بعد هم ولش کنم وباهاش به هم بریزم چون که با مینا یه دختر اهوازی دوست بود و من اینجور نمیخواستم.ولی....هر چه برنامه ریزی میکردم به بن بست میخوردم مثل اینکه زمین و آسمان دست به دست هم داده بودن تا من بیشتر به اون نزدیک بشم.تا این که یک شب وقتی داشتم باهاش حرف میزدم مینا زنگ زد . من همه حرف هاشون را شنیدم.مینا با لحن خیلی بدی حرف میزد منم ناراحت شدم و همون موقع گریه کردم سلام به همه ی دوستای گلم راستی با یه شعر طنز موافقید خیلی شعرش با حاله بخونید پشیمون نمیشید فقط خدا وکیلی نظر بدید نظر ندید ناراحت میشم خری آمد به پیش مادر خویش برو امشب برای خواستگاری خر مادر بگفتشای پسر جان میان این همه خرهای خوشگل خرک با شادمانی جفتکی زد خر همسایه را عاشق شدم من خر مادر بگفت پالون به تن کن به آداب و رسوم این زمانه دو تا پالون برای پای عقدش خریداری نمایید یک طویله خر محضر کتاب خود گشایید که ای دوشیزه خر خانم رضایید میان جمعیت یک خر ندا داد خران عرعر کنان شدی نمودند به امید خوشی و شادمانی اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام بهش لبخند زدم و گفتم اره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام یه روز دیگه بهم گفت میخوام تا ابد باهات بمونم اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام بهش لبخند زدم و گفتم اره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام یه روز دیگه بهم گفت میخوام برم یه جای دور جایی که هیچ مزاحمی نباشه وقتی همه چیز حل شد تو هم بیا اونجا اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام بهش لبخند زدم و گفتم اره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام یه روز تو نامه برام نوشت من اینجا یه دوست پیدا کردم،اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم اره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام یه روز دیگه تو نامه برام نوشت من قراره با این دوستم تا ابد زندگی کنم اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم اره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام حالا دیگه اون تنها نیست و و از این بابت خیلی خوشحالم و چیزی که بیشتر از اون خوشحالم میکنه اینه که هنوز نمیدونه که من خیلی تنهام.........!!!!!!! دلباخته ی سفر بود اما همسفر نداشت حکایت کسی است که زجر کشید اما خنجر نزد زخم داشت و ننالید گریه کرد اما اشک نریخت مثل پرنده ای که دلش هوای آسمان داشت و در بند صیاد گرفتار بود حکایت من حکایت چوپان بی گله و ساربان بی شتر است حکایت کسی است که پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه صداها را بشنوند حکایت من حکایت دلی است که پر از امید و وفاست اما.......................... حکایت تو حکایت نا مهربانی هاست که آمدی،دل بردی،عادت دادی و رفتی بهتر زمن برای خودت برگزیده ای از خود سوال میکنم آیا چه کرده ام؟ در فکر فرو میروم از من چه دیده ای؟ فرصت نمیدهی که کمی درد و دل کنم گویا از این نمونه مکرر شنیده ای از من عبور میکنی و دم نمیزنی تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای یک روز رسد که سخت در آغوش گیرمت هرگز بعید نیست خدا را چه دیده ای بیا در کوچه باغ شهر احساس شکست لاله را جدی بگیریم اگر نیلوفری دیدیم زخمی برای قلب پر دردش بمیریم بیا در کوچه های تنگ غربت برای هر غریبی سایه باشیم بیا هر شب کنار نور یک شمع به فکر پیچک همسایه باشیم بیا در یک شب آرام و مهتاب کمی در صحبت یک یاس باشیم اگر صد بار قلبی را شکستیم بیا یک بار با احساس باشیم بیا ما نیز مثل روح باران به روی یک از تنها بباریم بیا در باغ بی روح ولی سرد کمی رویای نیلوفر بکاریم


تهی ست







![]()
میدونی سخت ترین لحظه تو زندگی ادم چیه؟
ادامه مطلب
و از اون شب بود که چقدر دوستش دارم
و اون شب را تا صبح من با چشمهای خیس پشت سر گذاشتم. این شعر هم اون شب خودم از ته قلب گفتم.برین ادامه مطلب
ادامه مطلب
امیدوترم که حالتون خوب و دماغتون چاق باشه
/(1456).gif)
که ای مادر چرا رنجم دهی بیش
اگر تو بچه ات را دوست داری
تو را من دوست دارم بهتر از جان
یکی را کن نشانه نیست مشکل
کمی عرعر نمود و پشتکی زد
به زیبایی ندیدم مثل او خر
برو اکنون بزرگان را خبر کن
شوند داخل به عهد عاقلانه
چهار تا سم برای پول نقدش
همان گونه که رسم است درقبیله
به وصل این دو خر اینطور نمایید
به عقد دائم این خر در آیید
عروس رفته بیابان خار بچینه
به یونجه کام خود شیرین نمودند
برای این دو خر در زندگانی/(2572).gif)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Pars Skin |







